|
احكام وقف آيت الله نوري همداني
( مسأله 2674 ) اگر كسي چيزي را وَقْف كند ، از ملك او خارج مي شود و خود او و ديگران نمي توانند آن را ببخشند ، يا بفروشند و كسي هم از ان ملك ارث نمي برد ولي در بعضي از موارد كه در مسألة 2090 و 2091 گفته شد ، فروختن آن اشكال ندارد .
(مسأله 2675 ) لازم نيست صيغة وقف را به عربي بخوانند ، بلكه اگر مثلاً بگويد خانة خود را وقف كردم وقف صحيح است و محتاج به قبول هم نيست حتّي در وقف خاص .
(مسأله 2676 ) اگر ملكي را براي وقف معيّن كند و پيش از خواندن صيغة وقف پشيمان شود ؛ يا بميرد ؛ وقف درست نيست .
( مسأله 2677 ) كسي كه مالي را وقف مي كند ؛ بايد بنابر احتياط واجب از موقع خواندن صيغه ، مال را براي هميشه وقف كند و اگر مثلاً بگويد اين مال بعد از مردن من وقف باشد ، چون از موقع خواندن صيغه تا مردنش وقف نبوده اشكال دارد . و نيز اگر بگويد تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد ، يا بگويد تا ده سال وقف باشد ، بعد پنج مال وقف نباشد و دوباره وقف باشد ؛ وقف بودنش اشكال دارد .
( مسأله 2678 ) وقف در صورتي صحيح است كه مال وقف را به تصّرف كسي كه براي او وقف شده يا وكيل ، يا وليّ او بدهند ولي اگر چيزي را بر اولاد صغير خود وقف كند و به قصد اينكه آن چيز ملك آنان شود ، از طرف آنان نگهداري نمايد وقف صحيح است .
( مسأله 2679 ) اگر مسجد را وقف كنند ، بعد از آنكه واقف به قصد واگذار كردن اجازه دهد كه در آن مسجد نماز بخوانند همين كه يك نفر در آن مسجد نماز خواند ، وقف درست مي شود .
( مسأله 2680 ) وقف كننده بايد مكلّف و عاقل و با قصد و اختيار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصّرف كند ، بنابر اين سفيهي كه در حال بالغ بودن سفيه بوده يا حاكم شرع او را از تصّرف در اموالش جلوگيري كرده ، چون حقّ ندارد در مال خود تصّرف نمايد ، اگر چيزي را وقف كند صحيح نيست .
( مسأله 2681 ) اگر مالي را براي كساني كه به دنيا نيامده اند وقف كند درست نيست ولي وقفبراي اشخاص كه بعضي از آنهابه دنيا آمده اند صحيح و آنها كه به دنيا نيامده اند بعد از آمدن به دنيا با ديگران شريك مي شوند
( مسأله 2682 ) اگر چيزي را بر خودش وقف كند ، مثل آنكه دُكّاني را وقف كند كه عايدي آن را بعد از مرگ او خرج مَقْبَرَه اش نمايند صحيح نيست . ولي اگر مثلاً مالي را بر فقرا وقف كند و خودش فقير شود ، مي تواند از منافع وقف استفاده نمايد .
( مسأله 2683 ) اگر براي چيزي كه وقف كرده متولّي معيّن كند ، بايد مطابق قار داد او رفتار نمايند . و اگر معيّن نكند ، چنانچه بر افراد مخصوصي مثلاً بر اولاد خود وقف كرده باشد راجع به چيزهائي كه مربوط به مصلحت وقف است كه در نفع بردن طبقات بعد نيز دخالت دارد اختيار با حاكم شرع است و راجع به چيزهائي كه مربوط به نفع بردن طبقة موجود است اگر آنها بالغ باشند ، اختيار با خود آنان است و اگر بالغ نباشند ، اختيار با وليّ ايشان است و براي استفادة از وقف اجازة حاكم شرع لازم نيست .
( مسأله 2684 ) اگر ملكي را مثلاً بر فقرا يا سادات وقف كند يا وقف كند كه منافع آن به مصرف خيرات برسد ، در صورتي كه براي آن ملك متولّي معيّن نكرده باشد اختيار آن با حاكم شرع است .
( مسأله 2685 ) اگر ملكي را بر افراد مخصوصي مثلاً بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقه اي بعد از طبقة ديگر از آن استفاده كنند ، چنانچه متولّي ملك آن را اجاره دهد و بميرد در صورتي كه مراعات مصلحت وقف يامصلحت طبقة بعد را كرده باشد اجاره باطل نمي شود . ولي اگر متولّي نداشته باشد و يك طبقه از كساني كه ملك بر آنها وقف شده آن را اجاره دهند و در بين مدّت اجاره بميرد در صورتي كه طبقته بعد اجازه نكنند ، اجاره باطل مي شود و در صورتي كه مستأجر مال الاجارة تمام مدّت را داده باشد مال الاجارة از زمان مردنشان تا آخر مدّت اجاره را از مال آنان مي گيرد
( مسأله 2686 ) اگر ملك وقف خراب شود ، از وقف بودن بيرون نمي رود .
( مسأله 2687 ) ملكي كه مقداري از آن وقف است و مقداري از آن وقف نيست اگر تقسيم نشده باشد ؛ حاكم شرع يا متولّي وقف مي تواند با نظر خبره سهم وقف را جدا كند .
( مسأله 2688 ) اگر متولّي وقف خيانت كند و عايدات آن را به مصرفي كه معيّن شده نرساند چنانچه براي عموم وقف شده باشد در صورت امكان حاكم شرع بايد بجاي او متولّي اميني معيّن نمايد .
( مسأله 2689 ) فرشي را كه براي حسينيه وقف كرده اند ، نمي شود براي نماز به مسجد ببرند ، اگر چه آن مسجد نزديك حسينيه باشد .
( مسأله 2690 ) اگر ملكي را براي تعمير مسجدي وقف نمايند ، چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير ندارد و احتمال هم نمي رود كه تا مدّتي احتياج به تعمير پيدا كند . مي توانند عايدات آن ملك را به مصرف مسجدي كه احتياج به تعمير دارد برسانند .
( مسأله 2691 ) اگر ملكي را وقف كنند كه عيدي آن را خرج تعمير مسجد نمايند و به امام جماعت و به كسي كه در آن مسجد اذان مي گويد بدهند در صورتي كه بدانند كه براي هر يك چه مقدار معيّن كرده ، بايد همانطور مصرف كنند . و اگر يقين نداشته باشند ، بايد اوّل مسجد را تعمير كنند و اگر چيزي زياد آمد بين امام جماعت و كسي كه اذان مي گويد بطور مساوي قسمت نمايند و بهتر آن است كه اين دو نفر در تقسيم با يكديگر صلح كنند .
احكام وَقْف امام خميني
مسأله 2676- اگر كسى چيزى را وقف كند، از ملك او خارج مىشود و خود او و ديگران نمىتوانند آن را ببخشند، يا بفروشند و كسى هم از آن ملك ارث نمىبرد ولى در بعضى از موارد كه در مسأله 2094 و 2095 گفته شد، فروختن آن اشكال ندارد.
مسأله 2677- لازم نيست صيغه وقف را به عربى بخوانند، بلكه اگر مثلًا بگويد خانه خود را وقف كردم وقف صحيح است و محتاج به قبول هم نيست حتى در وقف خاص.
مسأله 2678- اگر ملكى را براى وقف معين كند و پيش از خواندن صيغه وقف پشيمان شود، يا بميرد، وقف درست نيست.
مسأله 2679- كسى كه مالى را وقف مىكند، بايد براى هميشه وقف كند پس اگر مثلًا بگويد اين مال تا ده سال وقف باشد و بعد نباشد و يا بگويد اين مال تا ده سال وقف باشد و بعد تا پنج سال وقف نباشد و بعد دوباره وقف باشد باطل است، و به احتياط واجب بايد وقف از موقع خواندن صيغه باشد پس اگر مثلًا بگويد اين مال بعد از مردن من وقف باشد چون از موقع خواندن صيغه تا مردنش وقف نبوده، اشكال دارد.
مسأله 2680- وقف در صورتى صحيح است كه مال وقف را به تصرف كسى كه براى او وقف شده يا وكيل، يا ولىّ او بدهند، ولى اگر چيزى را بر اولاد صغير خود وقف كند و به قصد اين كه آن چيز ملك آنان شود، از طرف آنان نگهدارى نمايد وقف صحيح است.
مسأله 2681- اگر مسجدى را وقف كنند، بعد از آن كه واقف به قصد واگذار كردن اجازه دهد كه در آن مسجد نماز بخوانند همين كه يك نفر در آن مسجد نماز خواند، وقف درست مىشود.
مسأله 2682- وقفكننده بايد مكلف و عاقل و با قصد و اختيار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصرف كند بنا بر اين سفيهى كه در حال بالغ بودن سفيه بوده يا حاكم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگيرى كرده چون حق ندارد در مال خود تصرف نمايد اگر چيزى را وقف كند صحيح نيست.
مسأله 2683- اگر مالى را براى كسانى كه به دنيا نيامدهاند وقف كند درست نيست ولى وقف براى اشخاصى كه بعضى از آنها به دنيا آمدهاند صحيح و آنها كه به دنيا نيامدهاند بعد از آمدن به دنيا با ديگران شريك مىشوند.
مسأله 2684- اگر چيزى را بر خودش وقف كند مثل آن كه دكانى را وقف كند كه عايدى آن را بعد از مرگ او خرج مقبرهاش نمايند صحيح نيست. ولى اگر مثلًا مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقير شود، مىتواند از منافع وقف استفاده نمايد.
مسأله 2685- اگر براى چيزى كه وقف كرده متولّى معين كند بايد مطابق قرارداد او رفتار نمايند. و اگر معين نكند، چنانچه بر افراد مخصوصى مثلًا بر اولاد خود وقف كرده باشد راجع به چيزهايى كه مربوط به مصلحت وقف است كه در نفع بردن طبقات بعد نيز دخالت دارد اختيار با حاكم شرع است و راجع به چيزهايى كه مربوط به نفع بردن طبقه موجود است اگر آنها بالغ باشند، اختيار با خود آنان است و اگر بالغ نباشند، اختيار با ولىّ ايشان است و براى استفاده از وقف اجازه حاكم شرع لازم نيست.
مسأله 2686- اگر ملكى را مثلًا بر فقرا يا سادات وقف كند يا وقف كند كه منافع آن به مصرف خيرات برسد، در صورتى كه براى آن ملك متولّى معين نكرده باشد اختيار آن با حاكم شرع است.
مسأله 2687- اگر ملكى را بر افراد مخصوصى مثلًا بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقهاى بعد از طبقه ديگر از آن استفاده كنند، چنانچه متولى ملك آن را اجاره دهد و بميرد در صورتى كه مراعات مصلحت وقف يا مصلحت طبقه بعد را كرده باشد اجاره باطل نمىشود. ولى اگر متولى نداشته باشد و يك طبقه از كسانى كه ملك بر آنها وقف شده آن را اجاره دهند و در بين مدت اجاره بميرند در صورتى كه طبقه بعد اجازه نكنند، اجاره باطل مىشود و در صورتى كه مستأجر، مال الاجاره تمام مدت را داده باشد مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان مىگيرد.
مسأله 2688- اگر ملك وقف خراب شود، از وقف بودن بيرون نمىرود.
مسأله 2689- ملكى كه مقدارى از آن وقف است و مقدارى از آن وقف نيست اگر تقسيم نشده باشد، حاكم شرع يا متولى وقف مىتواند با نظر خبره سهم وقف را جدا كند.
مسأله 2690- اگر متولى وقف خيانت كند و عايدات آن را به مصرفى كه معين شده نرساند چنانچه براى عموم وقف نشده باشد در صورت امكان حاكم شرع بايد به جاى او متولى امينى معين نمايد.
مسأله 2691- فرشى را كه براى حسينيه وقف كردهاند، نمىشود براى نماز به مسجد ببرند، اگر چه آن مسجد نزديك حسينيه باشد.
مسأله 2692- اگر ملكى را براى تعمير مسجدى وقف نمايند، چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير ندارد و احتمال هم نمىرود كه تا مدتى احتياج به تعمير پيدا كند، در صورتى كه غير از تعمير احتياج ديگرى نداشته باشد و عايداتش در معرض تلف و نگهدارى آن لغو و بيهوده باشد مىتوانند عايدات آن ملك را به مصرف مسجدى كه احتياج به تعمير دارد برسانند.
مسأله 2693- اگر ملكى را وقف كند كه عايدى آن را خرج تعمير مسجد نمايند و به امام جماعت و به كسى كه در آن مسجد اذان مىگويد بدهند در صورتى كه بدانند كه براى هر يك چه مقدار معين كرده، بايد همان طور مصرف كنند، و اگر يقين نداشته باشند، بايد اول مسجد را تعمير كنند و اگر چيزى زياد آمد بين امام جماعت و كسى كه اذان مىگويد بطور مساوى قسمت نمايند و بهتر آن است كه اين دو نفر در تقسيم با يكديگر صلح كنند.
احكام و شرايط وقف آيت الله مكارم شيرازي
مسأله 2305ـ هرگاه كسى چيزى را وقف كند از ملك او خارج مى شود نه او، و نه ديگران نمى توانند آن را بفروشند، يا ببخشند و هيچ كس از آن ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد كه در مسأله 1786 گفته شد فروختن آن جايز است.
مسأله 2306ـ صيغه وقف را مى توان به عربى يا به هر زبان ديگر خواند، مثلاً اگر بگويد: «خانه خود را براى فلان منظور وقف كردم» كافى است و احتياج به قبول ندارد، خواه وقف عام باشد يا وقف خاص، هرچند احتياط مستحب آن است كه حاكم شرع در وقف عام و اشخاصى كه براى آنها وقف شده در وقف خاص، صيغه قبول بخوانند.
مسأله 2307ـ وقف معاطاتى نيز صحيح است يعنى همين كه مثلاً مسجدى را به قصد وقف بر مسلمين بسازد و در اختيار آنها بگذارد كافى است هر چند صيغه لفظى نخواند.
مسأله 2308ـ هرگاه ملكى را براى وقف معيّن كند و پيش از خواندن صيغه يا تحويل به كسانى كه براى آنها وقف شده پشيمان شود يا بميرد وقف درست نيست.
مسأله 2309ـ كسى كه مالى را وقف مى كند بنابر احتياط واجب بايد از همان موقع خواندن صيغه براى هميشه مال را وقف كند و اگر مثلاً بگويد اين مال بعد از وفات من وقف باشد اشكال دارد، يا بگويد از حالا تا ده سال وقف باشد آن نيز اشكال دارد، بلكه بايد وقف هميشگى و از موقع خواندن صيغه باشد.
مسأله 2310ـ وقف در صورتى صحيح است كه مال وقف را به تصرّف كسانى كه براى آنها وقف شده يا وكيل يا ولىّ آنها بدهد، ولى در اوقاف عامّه مانند مساجد و مدارس و امثال آنها تحويل دادن شرط نيست، هرچند احتياط مستحب آن است كه پس از خواندن صيغه آن را در اختيار كسانى كه وقف براى آنها شده قراردهند تا وقف كامل گردد.
مسأله 2311ـ وقف كننده بايد بالغ و عاقل و داراى قصد و اختيار باشد و شرعاً حق تصرّف در اموال خود را داشته باشد، بنابراين انسان سفيه يا بدهكارى كه حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش منع كرده اگر چيزى از اموال خود را وقف كند صحيح نيست.
مسأله 2312ـ وقف براى كسانى كه هنوز به دنيا نيامده اند صحيح نمى باشد، ولى وقف براى اشخاصى كه بعضى از آنها به دنيا آمده اند و بعضى هنوز به دنيا نيامده اند صحيح است (مانند وقف بر فرزندان موجود و نسلهاى آينده) و آنها كه بعداً به دنيا مى آيند در آن وقف شريك خواهند شد.
مسأله 2313ـ هرگاه كسى چيزى را براى خودش وقف كند (مثل آن كه ملكى را وقف كند كه عايدى آن صرف خودش شود، يا بعد از مرگ او خرج مقبره اش نمايند). صحيح نيست ولى اگر مثلاً، مدرسه يا مزرعه اى را وقف بر طلاّب كند و خودش طلبه باشد، مى تواند مانند سايرين از منافع وقف استفاده نمايد.
مسأله 2314ـ هرگاه براى چيزى كه وقف كرده متولّى معيّن كند، بايد مطابق قرارداد او رفتار نمايد و اگر معيّن نكند اگر از قبيل اوقاف عامّه (مانند مسجد و مدرسه) باشد تعيين متولّى وظيفه حاكم شرع است و اگر وقف خاص باشد (مانند ملكى كه وقف بر اولاد است) در مورد كارهايى كه مربوط به مصلحت وقف و منفعت طبقات بعد مى باشد، احتياط آن است كه نسل موجود و حاكم شرع با موافقت يكديگر تعيين متولّى كنند و اگر تنها مربوط به منافع طبقه موجود است اختيار آن با خود آنهاست در صورتى كه بالغ باشند و اگر بالغ نباشند اختيار با ولىّ آنهاست.
مسأله 2315ـ در وقف خاص (مانند وقف بر اولاد) چنانچه متولّى، آن ملك را اجاره دهد و از دنيا برود در صورتى كه اجاره با مراعات مصلحت وقف و طبقات آينده بوده باشد اجاره باطل نمى شود، ولى اگر متولّى نداشته باشد و طبقه اوّل آن را اجاره دهند و در بين مدّت اجاره بميرند، ادامه اجاره نسبت به آينده بدون اجازه طبقه بعد اشكال دارد و هرگاه مستأجر، مال الاجاره تمام مدّت را داده باشد آنچه مربوط به بعد از مرگ طبقه اوّل است گرفته مى شود و به طبقه بعد داده خواهد شد (به شرط اين كه آنها اجاره را اجازه بدهند).
مسأله 2316ـ اگر ملك وقف خراب شود از وقف بودن بيرون نمى رود.
مسأله 2317ـ وقف مشاع جايز است، يعنى مى توان مثلاً، دو دانگ از خانه يا مزرعه اى را وقف كرد و در صورت لزوم حاكم شرع يا متولّى مى تواند مال موقوفه را با نظر اهل خبره جدا كند.
مسأله 2318ـ هرگاه در اوقاف عمومى متولّى خيانت كند و عايدات آن را به مصرفى كه معيّن شده نرساند، حاكم شرع بايد متولّى امينى براى آن معيّن نمايد يا در كنار او بگذارد و اگر متولّى وقف خاص خيانت كند، حاكم شرع با موافقت طبقه موجود براى آنها متولّى تعيين، يا ضميمه مى كند.
مسأله 2319ـ فرشى را كه براى حسينيّه وقف كرده اند نمى توان براى نماز به مسجد ببرند و اگر ندانند آن فرش مخصوص حسينيّه است يا نه، باز بردن آن به جاى ديگر صحيح نيست، همچنين ساير اموال وقف، حتّى مهر نماز مسجدى را به مسجد ديگرى نمى توان برد.
مسأله 2320ـ هرگاه ملكى را براى تعمير مسجدى وقف كنند چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير ندارد و احتمال هم نمى رود كه تا مدّتى احتياج به تعمير پيدا كند در آمد آن ملك را مى توان به مصرف تعمير مسجد ديگرى رساند.
مسأله 2321ـ هرگاه ملكى را وقف كنند كه عايدى آن خرج تع
× ادامه مطلب ×
+ | نوشته شده در: ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ توسط: حسين پادگان
نظرات (0)
|